خدایا شکر []

 

 خدایا شکر

 

دیروز خواب دیدم با یك دسته گل اومده بودی به دیدنم،
با یك نگاه مهربون...
همون نگاهی كه سالها آرزو شو داشتم و از من دریغ می كردی،
گریه كردی و گفتی دلت برام تنگ شده، ولی من فقط نگات كردم..
وقتی رفتی سنگ قبرم از
اشكت خیس شده بود . . . .

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

زندگی اش را توی بهترین خونه دنیا یعنی زمین خدا سپری می کرد. هر روز روی بهترین و راحت ترین صندلی دنیا یعنی صندلیهای سرد پارک، بهترین تلویزیون دنیا یعنی آدمهای جورواجور را تماشا می کرد. وقت ناهار،بهترین غذای دنیا یعنی نان  یک هفته پیش را می خورد. هر بعد از ظهر در بهترین تفریحگاه دنیا یعنی توی خیابونا قدم می زد. هر شب توی بهترین اتاق های دنیا یعنی کنار جدولهای پارک دراز می کشید و هر نیمه شب روی قشنگ ترین و زیباترین جانماز دنیا یعنی روی چمنهای پارک سجده می کرد و می گفت:خدایا شکرت

 



نوشته شده توسط علی در سه شنبه 12 آذر 1387 و ساعت 10:16 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

به گناهی که تماشای گل روی تو بود []

 

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

 

همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست... »

چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است :

دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم ؟

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

ساده ترین نگاهت را میخواهم ... لبریز از عشق و امید ...
ساده ترین كلامت را میخواهم ... موجی از خوبیهای زلال...
ساده ترین عبورت را میخواهم از رهگذر تنهایی قلبم...
ساده ترین پندارهای عاشقانه ات را میخواهم... در قاب اندیشه هایم بگنجانم...
ساده ترین احساسات كودكانه ات را میخواهم ..حتی به اندازه لبهایی جمع شده در هوس یك بغض كودكانه....
ساده ترین بارش چشمانت را میخواهم ... در كنار پنجره ایی رو به ماه ....
ساده ترین نوازشهای تورا میخواهم ... گیسوانم همیشه درانتظارت دستان توست...
ساده ترین آغوشت را باز كن تنهای تنهایم ... به اندازه كوچه باغهای تنهایی دلم ... حرم گرمای وجودت زمستان قلبم را به بهار میكشاند... ترنم پرستوها و چلچله ها پرواز را یادآورم میشوند ....
و من اینجا تنهای تنها با اندوهی بس ساده تر از آنچه تصور كنی ...
ساده ترین پروازت را بخاطر خواهم سپرد ای دست نیافتنی ترینم...

 



نوشته شده توسط علی در دوشنبه 11 آذر 1387 و ساعت 06:23 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

در تمام طول این هزار و یک شب []

 

در تمام طول این هزار و یک شب

یک شب، یک شب که هزار شب طول کشید. تو نمی دانی که به تو فکر کرده ام. تمام این هزار شب را.

 از هزار نفر از تو پرسیده ام. امشب عطر عجیبی در جای جای سرم جریان دارد. هزار سال، جمله جمله در ذهنم مرور شد. "ماه بر عشق من خندید."

هزار سال، از خود از تو شنیده ام.

حرف های شنیدنی ناگفتنی را. هزار بار تو را در آینه خود دیده ام. آن لحظات دیدنی وصف ناشدنی را هم. امشب اما تو چیز دیگری. از جنس مه یا سراب؛ نمی دانم.

صدایم دیوار بغضم را به زور می شکند " بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و خاصیت عشق این است..."؛ که " بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را."

در کنج اتاق تنهایی ام به صحنه دلفریبی چشم دوخته ام. شهر خاموش هزار رنگ رؤیاهایم در نیمه شب.

 می توانم هزار ساعت دیگر نیز همین جا باشم. دور از من. دور از او. دور از اجتماع خمشگین!

می توانم مثل قدیم ها که دیوانه بودم. می توانم نسیم وصل بخوانم یا نیمه شب، می توانم روی تخت دراز بکشم و هم آواز تو برای تو بخوانم؛ از "دو پنجره" ای که با هم بودیم بر دیوار جاده های دور. یا از "جنگلی که آتش عشق تو خاکستر کرد" .

به خود بر می گردم. تهران،. پشت پنجره اتاقم. تنها.

امشب، تو نیستی. مثل هزار شب قبل که تو نبودی.

زلال تر از آنم که بیش از این آزار دهم این جسد خسته ی نالان خود را که تاِ ناکجاآبادم با خود به هر سو می کشم.

بغضم را در هم می شکنم، در خیالم لبانت را به اندازه هزار شب می بوسم  و آرام آرام زمزمه می کنم ...

" صدا کن مرا

صدای تو خوب است."



نوشته شده توسط علی در یکشنبه 10 آذر 1387 و ساعت 08:20 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

خدایا شکر

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

در تمام طول این هزار و یک شب

تلگراف هایی از جهنم عشق

آسمون دل بهاری چه قدر غم داشت

کاشکی دیشب هر شب بود

چشمای من گریه نکن

می دانم میخواهی پرواز کنی

قلبی متروک

تو بگو با دستان تو چند شب فاصله دارم ...؟

به خدا دست خودم نیست

مشامم پر میشود از عطر تو

چه خوب که نیستی ...

اینجا برای هیچ چیز منتظر نباش

جهنم عشق


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5 6 7 ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

علی(802)

موضوعات

عمومی(761)

آرشیو

  آذر 1387 (10)
  آبان 1387 (19)
  مهر 1387 (20)
  شهریور 1387 (19)
  مرداد 1387 (25)
  تیر 1387 (24)
  خرداد 1387 (25)
  اردیبهشت 1387 (23)
  فروردین 1387 (14)
  اسفند 1386 (18)
  بهمن 1386 (8)
  دی 1386 (6)
  آذر 1386 (18)
  آبان 1386 (26)
  مهر 1386 (19)
  شهریور 1386 (14)
  مرداد 1386 (19)
  تیر 1386 (16)
  خرداد 1386 (22)
  اردیبهشت 1386 (18)


لینکستان

ترانه های آبی

گاه نوشته های یک دانشجو

مهرگان

بن بست تنهایی

ناب ناب

پاتوقی شاد برای شادترین ها

حرفی از جنس همه چی

من و تو ما میشویم

جادوی سکوت

آسمان(امید)

پائیز بهاریست که عاشق شده ...است

تنها ترین تنها

هم دم تنهایی من

پرستوی ارزوها

بی تو این باغ پر از پاییز است

سپیده و دوستاش

.:: اینجا دیكه آخرشه ::.

قصر یخ زده

عشق ورزیدن یعنی ...

نشانه حیات

مرتضی طلایی

دختر تنهایی ها

مریم دریایی

دلم گرفته..


تبلیغات در نگاه تازه

09126186234


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 ما به 2 خرداد پر از حادثه عادت داریم



حرف های نگاه تازه :
آقای خاتمی تنهایمان نگذارید





negahetaze.Mihanblog.com