

.آموخته ام... كه هیچ كس در نظر ما كامل نیست تا زمانی كه عاشق بشویم
.آموخته ام... كه لبخند ارزانترین راهی است كه میتوان توسط آن نگاه را وسعت داد
.آموخته ام... كه نمی توانم احساسم را انتخاب و کنترل كنم، اما می توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب كنم
. آموخته ام... در كوتاهترین زمانی كه من مجبور به كار هستم، بیشترین كارها و وظایف را باید انجام دهم
.آموخته ام... كه فرصتها هیچ گاه از بین نمیروند، بلكه شخص دیگری فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد كرد
از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید
جهنم عشق
بعد از این که رفتی چشمامو بستم و زار زار گریه کردم
می ترسیدم چشمامو باز کنم
می ترسیدم اگه چشمامو باز کنم دیگه هیچ جا رو نبینم
ولی این دفعه هم اشتباه کردم
چشمامو باز کردم
واااای خدای من
چقدر دنیا قشنگ بود چقدر دنیا بزرگ بود چقدر آدم تو دنیا بود
آخه می دونی وقتی تو بودی من فقط تو و دنیای کوچیک با تو بودن رو می دیدم
همش فکر می کردم کل دنیا همون جایی ِ که من و تو هستیم
فکر می کردم تو کل دنیا فقط من و تو داریم زندگی می کنیم
ولی نه..
اصلا ً اون طور که فکر می کردم نبود
دنیا خیلی بزرگتر از تصور من بود
دنیا خیلی قشنگ تر از اون موقع بود که من و تو با هم بودیم
خیلی از آدما تو دنیا بودن ولی ..
تو نبودی
فکر می کردم اگه از پیشم بری دیگه نمی تونم زندگی کنم
آره ...
به خودم می گفتم اگه بره دیگه نمی تونم زندگی کنم
همین که رفتی تازه معنی زندگی رو فهمیدم
تازه فهمیدم زندگی کردن یعنی چی؟؟؟!
چون من وقتی با تو بودم
اصلا ً طعم زندگی رو نچشیده بودم.......
نوشته شده توسط علی در یکشنبه 26 آبان 1387 و ساعت 09:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -