|


امروز داشتم یه کتاب می خوندم، یه چیز جالب توش بود گفتم بگذارم اینجا، هرچند که ممکنه یکم تکراری باشه. یه چیزی تو این مایه ها بود : -- خوش به حال کسایی که میگن دلم می خواد پیاده روی کنم، نه اینکه می خوام به فلان جا برسم ... --
از یه زاویه دیدی، زندگی مثل یه پیاده روی می مونه. بعضی ها برای رسیدن به ایستگاه های مختلف راه میرن. بعضی ها هم قدم می زنن تا صرفا از خود جاده لذت ببرن. این ایستگاه ها می تونن رد کردن مشکلات باشن، می تونه پول در آوردن باشه، می تونه ازدواج باشه، می تونه چه میدونم... ، خیلی چیزا باشه!
رو اهمیت هدف و انگیزه تو زندگی بحثی نیست، چیزی که شاید ازش قافلیم اینه که لذت زندگی رو باید تو این پیاده روی اش برد، نه تو ایستگاه ها. مثل کوهنوردی می مونه دقیقا. تمام خاطرات و خوش گذرونی هات موقعی شکل می گیره که با دوستات داری از کوه میری بالا، نه موقعی که به قله رسیدی نشستی یه گوشه! تو زندگی تا دلت بخواد امتحان هست، هیچ وقت هم تموم نمیشه. خیالت راحت!
تا حالا فکر کردین چند درصد از کارهایی رو که دوست دارین انجام بدین رو بخاطر یه کار همیشگی به ظاهر مهم تر گذاشتین کنار؟
نوشته شده توسط علی در سه شنبه 16 مهر 1387 و ساعت 11:17 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|