[عمومی , ]

 

به خاطر داشته باشیم که : عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم. راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم . نگهداشتن دوستان خوب گرانبها است به سادگی از دست ندهیم . سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم. طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم. زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم . دنیا پر از زیبائی است چشمانمان را به سادگی نبندیم . ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم. رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم . کوبیدن درب ساده است

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

خدایا ما را به راه راست هدایت فرما ، اگه نشد راه راست را به سمت ما کج فرما

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

همیشه هستند كسانی كه نمی خواهند پرواز تو را ببینند تو به پرواز فكر كن نه به آنها

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

به ما دروغ می گفتند : دردها را که بزرگ شوید فراموش می کنید... درست این است : زندگی آنقدر درد دارد که از درد نو درد کهنه فراموش می شود

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

تنهایی من ازاعماق گمنامی من ازگودال ناکامی من ازبنبست هرتصمیم پراززخم های بی ترمیم به دشواری شروع کردم به دشواری طلوع کردم هزارمانع هزاردیوار هزاردشمن به اسم یار هزارشب ترس تیر خوردن به دست نارفیق مردن من ازوحشت شروع کردم پرازتردید طلوع کردم قدم هام گاهی سست می شد تنم یکباره یخ می کرد یکی مثل شبح ازدور سرم داد می کشید برگرد ولی مقصد مقدس بود توقف مرگ زودرس بود صلیب بردوش و لب خاموش به هرگرد بادی تن دادم چه جون سختم نیفتادم

 



نوشته شده توسط علی در سه شنبه 30 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

 

مدیر و ده نفر از كاركنانش از طناب بالگردی كه در صدد نجات آنها بود آویزان بودند. طناب آن قدر محكم نبود كه بتواند وزن هر یازده نفر را تحمل كند. كمك خلبان با بلندگوی دستی از آنان خواست که یک نفرشان داوطلب شود و طناب را رها كند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان؛ و بظاهر كسی حاضر نبود داوطلب شود.

در این هنگام، مدیر که بار 10 کارمند دیگر را تحمل می کرد و برای خلاصی از آنان گفت كه حاضر است طناب را رها كند؛ ولی دلش می خواهد برای آخرین بار برای كاركنان سخنرانی كند.

او گفت: چون كاركنان حاضرند برای سازمان دست به هر كاری بزنند و چون كاركنان خانواده خود را دوست دارند و در مورد هزینه های افراد خانواده هیچ گله و شكایتی ندارند و بدون هیچ گونه چشم داشتی پس از خاتمه ساعت كار در اداره می مانند، من برای نجات جان آنان طناب را رها خواهم كرد !

به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسین آمیز مدیر، كاركنان كه به وجد آمدند با تمام وجود شروع كردند به دست زدن و

مدیر نفس راحتی کشید  ...!!



نوشته شده توسط علی در یکشنبه 28 بهمن 1386 و ساعت 11:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

 

ترجیح میدم روی موتورسیكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اینكه تو كلیسا باشم و به موتورسیكلتم فكر كنم - مارلون براندو

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

شبی تا صبح در میدان میان برف و یخ ماندم چراغ روشنی از دور گرمم کرد....

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

چشمانت... چشمانت چه حرفهایی که برای گفتن ندارند/ بر لبانت مهره سکوت امّا/چشمانت چه گسترده و آزاد سخن میگویند

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

هرگز فرصتی رابرای شاد كردن دیگران از دست ندهید،
چرا كه خود شما از این كار سود می برید!
حتی اگر هیچ كس نداند شما چه می كنید!
جهان پیرامون شما خوشنود تر خواهد شد.
و همه چیز برای شما بسیار آسان تر می شود.
در این جهانم و لحظه اكنون را می زییم
اگر كار خوبی هست كه می توانم انجام دهم،
یا شادی ای هست كه می توانم به دیگران ببخشم،

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

نه طوطی باش كه گفته دیگران را تكرار كنی و نه بلبل باش كه گفته خود را هدر دهی

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

خدانه برای خورشیدنه برای زمین نه بلکه برای گلهایی که برایمان میفرستد
چشم به راه است.

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

دیدم كه تو دریایی و من رود شدم
در وسعت چشمان تو محدود شدم
آن روز كه در آتش عشق افتادم
سر سبز تر از آتش نمرود شدم

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند طوطی شکایت کرد و خداوند او را زیبا کرد
ولی کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نیکوست
و نتیجه آن شد که می بینی .طوطی همیشه در قفس کلاغ همیشه آزا

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 



نوشته شده توسط علی در یکشنبه 28 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

خدایا شکر

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

در تمام طول این هزار و یک شب

تلگراف هایی از جهنم عشق

آسمون دل بهاری چه قدر غم داشت

کاشکی دیشب هر شب بود

چشمای من گریه نکن

می دانم میخواهی پرواز کنی

قلبی متروک

تو بگو با دستان تو چند شب فاصله دارم ...؟

به خدا دست خودم نیست

مشامم پر میشود از عطر تو

چه خوب که نیستی ...

اینجا برای هیچ چیز منتظر نباش

جهنم عشق


صفحات وبلاگ...

1 2 3

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

علی(802)

موضوعات

عمومی(761)

آرشیو

  آذر 1387 (10)
  آبان 1387 (19)
  مهر 1387 (20)
  شهریور 1387 (19)
  مرداد 1387 (25)
  تیر 1387 (24)
  خرداد 1387 (25)
  اردیبهشت 1387 (23)
  فروردین 1387 (14)
  اسفند 1386 (18)
  بهمن 1386 (8)
  دی 1386 (6)
  آذر 1386 (18)
  آبان 1386 (26)
  مهر 1386 (19)
  شهریور 1386 (14)
  مرداد 1386 (19)
  تیر 1386 (16)
  خرداد 1386 (22)
  اردیبهشت 1386 (18)


لینکستان

ترانه های آبی

گاه نوشته های یک دانشجو

مهرگان

بن بست تنهایی

ناب ناب

پاتوقی شاد برای شادترین ها

حرفی از جنس همه چی

من و تو ما میشویم

جادوی سکوت

آسمان(امید)

پائیز بهاریست که عاشق شده ...است

تنها ترین تنها

هم دم تنهایی من

پرستوی ارزوها

بی تو این باغ پر از پاییز است

سپیده و دوستاش

.:: اینجا دیكه آخرشه ::.

قصر یخ زده

عشق ورزیدن یعنی ...

نشانه حیات

مرتضی طلایی

دختر تنهایی ها

مریم دریایی

دلم گرفته..


تبلیغات در نگاه تازه

09126186234


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 ما به 2 خرداد پر از حادثه عادت داریم



حرف های نگاه تازه :
آقای خاتمی تنهایمان نگذارید





negahetaze.Mihanblog.com