[عمومی , ]

حجاب دختران بس است با مردان برخورد کنید

 

در راستای مبارزه با فساد، مردان شلوار كوتاه شلاق می‌خورند. «جابره مهیب‌النساء» مدیر كل ستاد مبارزه با مفاسد مردان با اعلام این خبر افزود: همینه كه هست.
وی در پاسخ به انتقاد خبرنگاران مبنی بر حمله به مانتوفروشی‌های سپهسالار گفت: ما به اتحادیه صنف مانتوی مردانه اعلام كرده بودیم مانتویی از نظر ما دارای استاندارد ارزشی است كه پارچه‌ی بیشتری برده باشد و هر كه مانتویش بیش، اخلاق و عفتش بیشتر.

 

مردان در حال ترشیدن هستند. به نوشته روزنامه «مردسالاری» ارگان جمعیت دفاع از حقوق مردان، سن ازدواج بالا رفته و بسیاری از مردان نمی‌توانند ازدواج كنند. مشكلات اجتماعی، فقر اقتصادی و فرهنگی و سیاست‌های غلط دولته‌ی فخیمه از مهم‌ترین عوامل این بحران است. به گزارش همین نشریه، در یك نظرسنجی از میان مردان هجده ساله تا سی به بالا بیشترین معیارها برای ازدواج، داشتن خانه‌ی مستقل، ماشین، شغل مناسب و پردرآمد و مدرك تحصیلی بالای زنان اعلام شده است. این نشریه همچنین در این نظرسنجی جمع‌بندی نظرات مردان برای ازدواج را به ترتیب رده سنی این گونه اعلام كرد:
معیارهای 18 تا 22 – خوش‌پوش، خوش‌تیپ، خوش‌هیكل، پولدار، تحصیلات بالا، بذله‌گو، قدبلند
معیارهای 22 تا 26 – تحصیلات بالا، خوش پوش، مهربان، اجتماعی، دارای رفاه نسبی.
معیارهای 26 تا 30 – صادق، وفادار، كاری، زن

 

 

آقا من از مجله‌ی مرد روز گله داشتم كه چرا بیشتر صفحاتشو كرده آگهی؟ به جای اون همه مطلب خوب ورداشتین كلی آگهی‌های جلف زدین كه چی؟ بفرماین: آرایشگاه جنتلومن. انواع شینیون سبیل، كوپ ریش، مش، فر. ضمناً لباس داماد موجود است... یا این یكی: منشی مرد یا دارای روابط عمومی قوی و مسلط به زبان‌های انگلیسی و ایتالیایی و سواحیلی و دارای گواهی معتبر مایكروسافت یا ترجیحاً زیبا و دارای روابط خصوصی قوی نیازمندیم... خانوم شركت زده پنج شیش منشی مكش مرگ‌مای مرد با اون اطوارهای لوس و ریش‌های با آرایش اجق وجق استخدام كرده... اصلاً كیفیت مرد روز خیلی پایین اومده.

 

 

-         به به دوماد گلم.... ماشالا ماشالا...
مادر خواستگاره نیش تا بناگوش باز كرده این را به اسماعیل می‌گوید. اسماعیل چادرش را روی سرش مرتب می‌كند و با شرم سینی استكان را جلوی خواستگاره می گیرد. خواستگارش یك پیردختر نیمه تاس است. او هم در حالی كه سرش را پایین انداخته یواشكی یك نگاه خریدارانه به پاهای پشمالوی او كه موهایش سیخونكی از زیر جوراب شیشه‌ای بیرون زده می‌كند و بعد دزدكی او را دید می‌زند. اسماعیل هول می شود و دستش می‌لرزد.

-         فردا بلاگ نگاه تازه به روز نخواهد شد



نوشته شده توسط علی در شنبه 29 اردیبهشت 1386 و ساعت 07:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

نرم كردن فولاد

لاینل واترمن داستان آهنگری را میگوید كه پس از گذران جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا كند. سالها با علاقه كار كرد، به دیگران نیكی كرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیاش چیزی درست به نظر نمیآمد حتی مشكلاتش مدام بیشتر میشد.
یك روز عصر، دوستی كه به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت : "واقعاً عجیب است. درست بعد از این كه تصمیم گرفتهای مرد خدا ترسی بشوی، زندگیات بدتر شده. نمیخواهم ایمانت را ضعیف كنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده."
آهنگر بلا فاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فكر را كرده بود و نمی فهمید چه بر سر زندگیاش آمده است. اما نمیخواست دوستش را بیپاسخ بگذارد، شروع كرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را كه میخواست یافت. این پاسخ آهنگر بود:
- "در این كارگاه فولاد خام برایم میآورند و باید از آن شمشیر بسازم. میدانی چطور این كار را میكنم؟ اول تكهی فولاد را به اندازهی جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتك را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزنم تا این كه فولاد شكلی را بگیرد كه میخواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو میكنم و تمام این كارگاه را بخار آب میگیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میكند و رنج می برد. باید این كار را آن قدر تكرار كنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یك بار كافی نیست."
آهنگر مدتی سكوت كرد، سیگاری آتش روشن كرد و ادامه داد:
- "گاهی فولادی كه به دستم می رسد نمیتواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتك و آب سرد تمامش را ترك میاندازد. میدانم كه از این فولاد هرگز تیغهی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد."
باز مكث كرد و بعد ادامه داد:
- "میدانم كه خدا دارد مرا در آتش رنج فرو میبرد. ضربات پتكی را كه بر زندگی من وارد كرده، پذیرفتهام و گاهی به شدت احساس سرما میكنم، انگار فولادی باشم كه از آبدیده شدن رنج میبرد. اما تنها چیزی كه میخواهم این است: "خدای من، از كارت دست نكش، تا شكلی را كه تو میخواهی، به خود بگیرم. با هر روشی كه میپسندی، ادامه بده، هر مدت كه لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به كوه فولادهای بیفایده پرتاب نكن



نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 و ساعت 07:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

و اما حجاب

سلام.دیروز كه بهت گفتم كه!اگه یه موضوع رو شروع میكنی،حالا كه داری بررسی میكنی از همه زاویه ای بهش نگاه كن.چرا دیگه دربارش ادامه ندادی؟
مگه میشه یه اقدام فقط جنبه ی بد داشته باشه؟
حتما جنبه های مثبت هم داره
چرا اونا رو نمی گی؟
قطع نكن
ادامه بده

نوشته ای برای نگاه تازه توسط بلاگ مسافر صفر و یک

********

یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسیر میشه
یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه
یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه
یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی چسبه
دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره
یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سردرگمه
یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه
یه دیوار باید به یه تیر تکیه کنه وگرنه میریزه
یه چشم اشک آلود ، یه دل غم آلود ،
یه کبوتر عاشق ، یه قناری خوش آواز ،
یه لب خندون ،یه صورت شاد ،
یه جاده با انتها ، یه دفتر نقاشی ،
یه قلب پاک، یه دیوار استوار ،
فقط یه جا معنی داره ،
جائی که چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ،
جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ،
لبای کوچیکت رو من خندون کنم ،نقاش دفتر خاطرات من باشم ،
پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ،
و فقط از اینکه به من تکیه می کنی احساس مسئولیتم بیشتر میشه



نوشته شده توسط علی در سه شنبه 25 اردیبهشت 1386 و ساعت 12:05 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

به خدا دست خودم نیست

مشامم پر میشود از عطر تو

چه خوب که نیستی ...

اینجا برای هیچ چیز منتظر نباش

جهنم عشق

می پرسی تو را دوست دارم ؟

بی تو دنیا هم مرا آتش میزند

بارون یا برف ؟ کدام ماندنی بودند

خواب من بعد از او ؟

پس چرا کسی از مرگ من شاد نیست ؟

نامه بیچارگان ؟

قلبی برای همیشه

کی میدونه دوستت دارم ؟

شاید آخرین اشک

منه بدون تو


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5 6

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

علی(792)

موضوعات

عمومی(761)

آرشیو

  آبان 1387 (19)
  مهر 1387 (20)
  شهریور 1387 (19)
  مرداد 1387 (25)
  تیر 1387 (24)
  خرداد 1387 (25)
  اردیبهشت 1387 (23)
  فروردین 1387 (14)
  اسفند 1386 (18)
  بهمن 1386 (8)
  دی 1386 (6)
  آذر 1386 (18)
  آبان 1386 (26)
  مهر 1386 (19)
  شهریور 1386 (14)
  مرداد 1386 (19)
  تیر 1386 (16)
  خرداد 1386 (22)
  اردیبهشت 1386 (18)
  فروردین 1386 (15)


لینکستان

ترانه های آبی

گاه نوشته های یک دانشجو

مهرگان

بن بست تنهایی

ناب ناب

پاتوقی شاد برای شادترین ها

حرفی از جنس همه چی

من و تو ما میشویم

جادوی سکوت

آسمان(امید)

پائیز بهاریست که عاشق شده ...است

تنها ترین تنها

هم دم تنهایی من

پرستوی ارزوها

بی تو این باغ پر از پاییز است

سپیده و دوستاش

.:: اینجا دیكه آخرشه ::.

قصر یخ زده

عشق ورزیدن یعنی ...

نشانه حیات

مرتضی طلایی

دختر تنهایی ها

مریم دریایی

دلم گرفته..


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





negahetaze.Mihanblog.com