

ذهن،زندگی،رهایی
در این زندگی ِ تكراری،
هیچ چیز مطابق میل ِما نخواهد بود.
همیشه شكلی هست
همیشه شكی هست.
حسرت هست
پشیمانی هست.
اسیر ِ عادت ها،
رنج ادامه دارد.....
یك موقع فكر نكنید انسان شریف و با ارزش یا بی ارزشی هستید.نه،شما توسط جامعه تولید شده
اید.صرفا برای اهدافی خاص.
فكر نكنید موجودی استثنائی و پاك هستید كه فقط به خاطر مسائلی كه گذشته است كمی تغییر
كرده اید.نه،شما محصول جامعه اید.شما بازیچه ی دست سوداگرانید.
فكر نكنید وضعیف جاری شما محصول تلاش های خودتان است و رشد مادی و معنوی خود را به
حساب خودتان نگذارید.شما فقط یك بازیچه و برده اید،همین.
مثلا تصور كنید كه فقیرید.آیا خودتان مسئول این فقرید؟نه.اگر پدرتان هم مثل سرمایه داران دیگر
دزدی می كرد و مالكیت هایی بدست می اورد،یا اینكه بیشتر كار می كرد یا بیشتر كار می كردید یا
دزدی می كردید،اكنون وضع شما این نبود.
حال فكر كنید كه ثروتمندید.خوب یا پدرتان یا خودتان دزد هستید و حاصل زحمت های دیگران را به
تملك خود در آورده اید.
در مورد مسائل معنوی هم وضع به همین صورت است.پس شرایط موجود را به رسمیت نشناسید.
كسی كه دانستگی و باورها و اعتقادات را به رسمیت می شناسد،ذهنش هم به همین ترتیب
منفعل خواهد بود و از مسائل دنیای بیرون تاثیر زیادی خواهد پذیرفت.نتیجه ی آن اسارت فكری ست
كه همه ی ما گرفتار آنیم.
وقتی به تمام این فرآیندها و واقعیت های زندگی توجه كنید،وضع به تدریج تغییر خواهد كرد.باید برای
فراموش كردن تمام چیزهایی كه یادگرفته اید اقدامی كنید.آنگاه است كه آزادتر خواهید شد و به
صورتی كاملا جدی به فكر یك زندگی ِ جدید باشید.آنگاه از این بردگی و نادانی به سمت رهایی
و اختیار حركت خواهید كرد.
ساختار ذهن شما برای بردگی و وهم و خیال پرورش یافته است،تمام این ساختمان را فرو بریزید و
برای آزادی زندگی كنید!