[عمومی , ]

 

دارم باهات حرف میزنم به  حرفام گوش میدی؟

آره بازم داری لبخند میزنی مثل همیشه

منم شروع میکنم به دردودل

به اینکه از غم دوریت چه میکشم

به اینکه از نبودنت دارم نابود میشم ذره ذره آب شدم

هی من میگم و تو گوش میدی

هنوزم لبخند میزنی

خیلی وقته به حرف زدن با عکست عادت کردم

و تو باز لبخند میزنی

و شاید داری به من می خندی و میگی دیوانه به چی دل خوش کردی

برام خبر اوردن رفتی سفر... از زمین دل كندی ... رفتی بهترین جای دنیا ...

باور نکردم عکست به من لبخند میزد

حالا خیلی وقته که به عکست دلخوشم

اینكه كجایی آرومم میكنه

من به عکست لبخند میزنم....



نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 30 آبان 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 30 آبان 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این عشق سوختن آموخت فرق من و پـــــــــــروانه در این است پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

در کلاس ادبیات معلم گفت: فعل رفت را صرف کن رفتم ..رفتی.. رفت ساکت میشوم میخندم ولی خنده ام تلخ میشود استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت ..رفت ..رفت و من میخندم و میگویم.. خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

دوستی مث رابطه چشم و دست می مونه ، وقتی دستت زخم می شه چشمات گریه می کنه

اونوقت دستت اشکات رو پاک می کنه

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد



نوشته شده توسط علی در سه شنبه 29 آبان 1386 و ساعت 08:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

 

برای زیباترین پروانه ی باغ

كرم شبتاب نگاهی به پروانه ای كه در نزدیكیاش روی یك گل نشسته بود انداخت و با حیرت گفت:

"آه، تو چقدر زیبا هستی!"
بعد لحظه ای سكوت كرد و پرسید:"میشود تو را دوست داشته باشم؟"
پروانه یكهیی خورد. پرسش كرم شبتاب را به رایانهی مغزش برد. داده ها و معادلات قبلی ریاضی،

سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری را جمع و تفریق كرد، تجزیه و تحلیل كرد،

پردازش كرد و از كرم شبتاب پرسید:"دوست داشتن من برای تو چه فایده ای دارد؟"
كرم شبتاب بدون درنگ پاسخ داد: " آن وقت میتوانم از نیروی دوست داشتن تو تمام انرژی ام را به نور تبدیل كنم و چنان درخشان بتابم كه تا به حال هیچ كرم شبتابی نتابیده باشد."
پروانه لحظه ای ساكت شد. پاسخ كرم شبتاب را به رایانه مغزش داد. داده ها و معادلات قبل و

بعد را جمع و تفریق كرد، تجزیه و تحلیل كرد، پردازش كرد و از كرم شبتاب پرسید: "درخشان تابیدن تو چه فایده ای برای من دارد؟"
كرم شبتاب بدون درنگ پاسخ داد: "وقتی كه من آنقدر درخشان بتابم كرم شبتابهای زیادی توجهشان جلب میشود، میآیند و علت آن را از من خواهند پرسید. آن وقت من با آنچنان شوری زیبایی تو را برای آنها توصیف

خواهم كرد كه عاشقت بشوند و درخشانتر بتابند. آن وقت فكرش را بكن! یك باغ بزرگ كرم شبتاب درخشان

كه عاشق زیبایی تو هستند!"
پروانه سكوت كرد. پاسخ كرم شبتاب را به رایانه ی مغزش نداد. رایانه را خاموش كرد.

معادلات ناپدید شدند. سپس به كرم شبتاب خندید و گفت: "دوستم داشته باش!



نوشته شده توسط علی در دوشنبه 28 آبان 1386 و ساعت 06:11 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

خدایا شکر

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

در تمام طول این هزار و یک شب

تلگراف هایی از جهنم عشق

آسمون دل بهاری چه قدر غم داشت

کاشکی دیشب هر شب بود

چشمای من گریه نکن

می دانم میخواهی پرواز کنی

قلبی متروک

تو بگو با دستان تو چند شب فاصله دارم ...؟

به خدا دست خودم نیست

مشامم پر میشود از عطر تو

چه خوب که نیستی ...

اینجا برای هیچ چیز منتظر نباش

جهنم عشق


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5 6 7 ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

علی(802)

موضوعات

عمومی(761)

آرشیو

  آذر 1387 (10)
  آبان 1387 (19)
  مهر 1387 (20)
  شهریور 1387 (19)
  مرداد 1387 (25)
  تیر 1387 (24)
  خرداد 1387 (25)
  اردیبهشت 1387 (23)
  فروردین 1387 (14)
  اسفند 1386 (18)
  بهمن 1386 (8)
  دی 1386 (6)
  آذر 1386 (18)
  آبان 1386 (26)
  مهر 1386 (19)
  شهریور 1386 (14)
  مرداد 1386 (19)
  تیر 1386 (16)
  خرداد 1386 (22)
  اردیبهشت 1386 (18)


لینکستان

ترانه های آبی

گاه نوشته های یک دانشجو

مهرگان

بن بست تنهایی

ناب ناب

پاتوقی شاد برای شادترین ها

حرفی از جنس همه چی

من و تو ما میشویم

جادوی سکوت

آسمان(امید)

پائیز بهاریست که عاشق شده ...است

تنها ترین تنها

هم دم تنهایی من

پرستوی ارزوها

بی تو این باغ پر از پاییز است

سپیده و دوستاش

.:: اینجا دیكه آخرشه ::.

قصر یخ زده

عشق ورزیدن یعنی ...

نشانه حیات

مرتضی طلایی

دختر تنهایی ها

مریم دریایی

دلم گرفته..


تبلیغات در نگاه تازه

09126186234


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 ما به 2 خرداد پر از حادثه عادت داریم



حرف های نگاه تازه :
آقای خاتمی تنهایمان نگذارید





negahetaze.Mihanblog.com