[عمومی , ]

 

برای تو می نویسم ٬ نه به پاس صبوری ها و نه حتی به پاس رنگی که به زندگی ام بخشیدی ٬ که در برابر همه ی این ها واژه از بار حقارت خرد می شود . . .

برای تو می نویسم تا حتی واژه ها را در ستایشت از دست نداده باشم . . .

باید بنویسم ٬ اما دلم از واژه ها خون است . . .

باید بنویسم و این بار شعر هم یاری نمی کند . . .

گویی واژه ها نیز با من قهرند ٬ اما باید بنویسم . . .

برای همه از بزرگی خویش در پناه تو گفتم ٬ حال از کوچکی خویش در برابر تو . . .

همه باید بدانند . . .

باید بنویسم ٬ دردناک است ٬ گاهی واژه ها تنها چاره اند . . .

چشمانت را ندارم اما شور نگاهت همیشه با من است . . .

صدایت را ندارم اما سحر کلامت جاودانیست . . .

حضورت را ندارم اما گرمی لبخندت بر وجودم نقش بسته . . .

با این همه باز گاهی به واژه ها دل می بندم . . .

می دانم عزیزم ٬ می دانم حقیرانه است ٬ من برای خوب بودن  تلاش می کنم و در این کار همیشه خستگی هست . . .

تو طراوت لبخندی و من تو را به خستگی هایم مهمان می کنم . . .

چه کنم ؟

جز تو مرا پناهی نیست . .



نوشته شده توسط علی در دوشنبه 31 تیر 1387 و ساعت 06:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

 

رفتنت را به خدا آمدنی نیست،بی جهت منتظر معجزه ام

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

آرزویم این است

نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد ...

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

وقتی پایان داستان

دستان مهربان تو نباشد

بگذار قصه گو ، هر طور كه می خواهد

داستان را ادامه دهد

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

نفرین به زندگی که توماهی ، من آدمم
نفرین به من، که پیش فراوانی ات کمم

نفرین به آن که فرق نهاده ست بین ما
تا تو بهشت پاکی تا من جهنمم

نفرین به خلقتی که مراعرضه کرده است
من که تمام رنجم من که فقط غمم

آهسته تر به زندگی من قدم بنه
من گور دسته جمعی گل های مریمم

ای ماه ! مهربانی تو می خورد مرا
ای ماه من سیاه دلم،از تو می رمم

بالا بلند خوبی! عظمای مرحمت !
نفرین به من كه پیش فراوانی ات كمم



نوشته شده توسط علی در یکشنبه 30 تیر 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

 

سلام فاحشه برایم دعا کن ...


تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم است ، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرافتت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!
فاحشه!!!… دعایم کن




نوشته شده توسط علی در شنبه 29 تیر 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

خدایا شکر

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

در تمام طول این هزار و یک شب

تلگراف هایی از جهنم عشق

آسمون دل بهاری چه قدر غم داشت

کاشکی دیشب هر شب بود

چشمای من گریه نکن

می دانم میخواهی پرواز کنی

قلبی متروک

تو بگو با دستان تو چند شب فاصله دارم ...؟

به خدا دست خودم نیست

مشامم پر میشود از عطر تو

چه خوب که نیستی ...

اینجا برای هیچ چیز منتظر نباش

جهنم عشق


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5 6 7 ...

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

علی(802)

موضوعات

عمومی(761)

آرشیو

  آذر 1387 (10)
  آبان 1387 (19)
  مهر 1387 (20)
  شهریور 1387 (19)
  مرداد 1387 (25)
  تیر 1387 (24)
  خرداد 1387 (25)
  اردیبهشت 1387 (23)
  فروردین 1387 (14)
  اسفند 1386 (18)
  بهمن 1386 (8)
  دی 1386 (6)
  آذر 1386 (18)
  آبان 1386 (26)
  مهر 1386 (19)
  شهریور 1386 (14)
  مرداد 1386 (19)
  تیر 1386 (16)
  خرداد 1386 (22)
  اردیبهشت 1386 (18)


لینکستان

ترانه های آبی

گاه نوشته های یک دانشجو

مهرگان

بن بست تنهایی

ناب ناب

پاتوقی شاد برای شادترین ها

حرفی از جنس همه چی

من و تو ما میشویم

جادوی سکوت

آسمان(امید)

پائیز بهاریست که عاشق شده ...است

تنها ترین تنها

هم دم تنهایی من

پرستوی ارزوها

بی تو این باغ پر از پاییز است

سپیده و دوستاش

.:: اینجا دیكه آخرشه ::.

قصر یخ زده

عشق ورزیدن یعنی ...

نشانه حیات

مرتضی طلایی

دختر تنهایی ها

مریم دریایی

دلم گرفته..


تبلیغات در نگاه تازه

09126186234


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 ما به 2 خرداد پر از حادثه عادت داریم



حرف های نگاه تازه :
آقای خاتمی تنهایمان نگذارید





negahetaze.Mihanblog.com