طعم عشق ، یک قطره اشک بود []

 

طعم عشق ، یک قطره اشک بود

قطره‌ دلش‌ دریا می‌خواست. خیلی‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا می‌گفت: از قطره‌ تا دریا راهی‌ست‌ طولانی. راهی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری. هر قطره‌ را لیاقت‌ دریا نیست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت.

قطره‌ ایستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چیزی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری‌ آموخت.
تا روزی‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دریا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دریا رساند. قطره‌ طعم‌ دریا را چشید. طعم‌ دریا شدن‌ را. اما...
روزی‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دریا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را می‌خواهم. بزرگترین‌ را. بی‌نهایت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اینجا بی‌نهایت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌ای‌ می‌گشت‌ تا عشق‌ را توی‌ آن‌ بریزد. اما هیچ‌ كلمه‌ای‌ توان‌ سنگینی‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توی‌ یك‌ قطره‌ ریخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتی‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكید، خدا گفت: حالا تو در بی‌نهایتی، عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است

 



نوشته شده توسط علی در سه شنبه 30 مهر 1387 و ساعت 12:50 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

شقایق بهانه است []

 

زندگی  اجبار است

شقایق بهانه است

 

با شدتی وحشیانه و جنون آمیز٬
آن چنان كه قلبم را سخت به درد آورد٬
آرزو كردم ای كاش هم اكنون
شبیه مسیح بودم ٬
و آسمان از روی زمین برم میداشت 
یا لااقل شبیه قارون٬زمین دهان باز کند  و مرا در خود فرو کشد.
اما...نه٬
من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را.
من یك *متوسط*بی چاره بودم و ناچار٬
محكوم كه پس از آن نیز*باشم و زندگی كنم*
باشم و زنده بمانم.
و در این وادی حیرت پر هول و بیهودگی سرشار٬گم باشم.
و همچون دانه ایی كه شور و شوق های روییدن در درونش٬
خاموش می میرد و آرزوهای سبز درونش می پژمرد٬
در برزخ شوم این *پیدای زشت*
و آن *ناپیدای زیبا*نابود شم.
كه این سرگذشت دردناك و سرنوشت بی حاصل ماست.
در برزخ دو سنگ این آسیای بی رحمی كه ...
*زندگی* نام دارد ، مجبوریم ، باید بمانیم !

 



نوشته شده توسط علی در دوشنبه 29 مهر 1387 و ساعت 06:38 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

عاشقانه ترین جمله ها []

 

عاشقانه ترین جمله ها

 

باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

آره زندگیم همینه !دیگه چاره ای ندارم !صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

گر خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

صبر كن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر كوچ كنی بغض خدا می شكند
صبر كن گریه به زنجیر شود بعد برو

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

در تار عنكبوتی گیر كردم كه عنكبوتش سیر است نه میتوانم پرواز كنم و نه بمیرم

 

از شنبه تا پنچ شنبه ... روز خود را با نگاه تازه آغاز كنید

 

می خوام فاصله ها رو بشکنم تا به تو برسم ولی افسوس فاصله ها درست بر عکس دلها شکستنی نیستند

 



نوشته شده توسط علی در یکشنبه 28 مهر 1387 و ساعت 08:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...

خدایا شکر

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

در تمام طول این هزار و یک شب

تلگراف هایی از جهنم عشق

آسمون دل بهاری چه قدر غم داشت

کاشکی دیشب هر شب بود

چشمای من گریه نکن

می دانم میخواهی پرواز کنی

قلبی متروک

تو بگو با دستان تو چند شب فاصله دارم ...؟

به خدا دست خودم نیست

مشامم پر میشود از عطر تو

چه خوب که نیستی ...

اینجا برای هیچ چیز منتظر نباش

جهنم عشق


صفحات وبلاگ...

1 2 3 4 5 6 7

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

علی(802)

موضوعات

عمومی(761)

آرشیو

  آذر 1387 (10)
  آبان 1387 (19)
  مهر 1387 (20)
  شهریور 1387 (19)
  مرداد 1387 (25)
  تیر 1387 (24)
  خرداد 1387 (25)
  اردیبهشت 1387 (23)
  فروردین 1387 (14)
  اسفند 1386 (18)
  بهمن 1386 (8)
  دی 1386 (6)
  آذر 1386 (18)
  آبان 1386 (26)
  مهر 1386 (19)
  شهریور 1386 (14)
  مرداد 1386 (19)
  تیر 1386 (16)
  خرداد 1386 (22)
  اردیبهشت 1386 (18)


لینکستان

ترانه های آبی

گاه نوشته های یک دانشجو

مهرگان

بن بست تنهایی

ناب ناب

پاتوقی شاد برای شادترین ها

حرفی از جنس همه چی

من و تو ما میشویم

جادوی سکوت

آسمان(امید)

پائیز بهاریست که عاشق شده ...است

تنها ترین تنها

هم دم تنهایی من

پرستوی ارزوها

بی تو این باغ پر از پاییز است

سپیده و دوستاش

.:: اینجا دیكه آخرشه ::.

قصر یخ زده

عشق ورزیدن یعنی ...

نشانه حیات

مرتضی طلایی

دختر تنهایی ها

مریم دریایی

دلم گرفته..


تبلیغات در نگاه تازه

09126186234


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 ما به 2 خرداد پر از حادثه عادت داریم



حرف های نگاه تازه :
آقای خاتمی تنهایمان نگذارید





negahetaze.Mihanblog.com