
میگفتم عاشقم اما تنهام
چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما، همیشه منتظریم و کس نمیاید
جواب داد :
منتظر نبودی وگرنه میدیدی


یاد آنچه به دست نیامد و افسوس آنچه از دست رفت
باز هم حس خوب دوست داشتن و دوست داشته شدن.
عجب ماجرایی دارد این دنیا و این دل بی کس.
چه بگویم که هر چه گفتیم آخر بر سر خودمان کوبیدند و هر چه شنیدیم صحبت بی وفایی بود و بی مهری و سرزنش.
و هر که دم زد از عشق و بودن و یاری در آخر پوچ در آمدو رفت . رفت و مارا با کوله بار غم تنها گذاشت.
و افسوس که هنوز به سادگی دل میبندیم و به سادگی فریب خرفهای فریبا را میخوریم.
چه میشود کرد سرشت ماست که بی عشق مرده باشیم و با عشق در زنجیر.
شاید روزی هم عاقبت ما هم ختم به خیر شود
شاید یکی باشد که به سادگیمان نخندد و با ما ساده باشد
کاش........
نوشته شده توسط علی در دوشنبه 8 مهر 1387 و ساعت 12:09 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -